مير محمد اشرف حسينى عاملى ( سبط علامه ميرداماد )
41
فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى )
نعمت ايمان و شفاعت مذنبين و شكر نمك خوان احسان و املح مرسلين محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله و امور باعتبارات مختلف مىشود ، طلب اكرام ايشان بوجهى از اين دو فرموده باشند . پر بعيد و بى صورت نمىنمايد كه عبث باعث تعبيس امّت و ترش روئى ايشان اين معنا شود ، كه عداوت را بى وجه برو آرند ، و سبب جسارت در معانده و خسارت شده استاد ترش رويان ، و شيخ و سر كردهء سركه فروشان شيشهء انديشه و آيينهء خاطر ذريّهء حضرت رسالت صلى الله عليه و آله در اسلام شوند . و حديث عبّاس را كه در منع عبوس است ، نسبت به ايشان عبث دانند ، و مثل آنها كه نسبتى به عبّاسى دارند از دنيا دارى مغرور شده به سبب دينار نسبت پيغمبر صلى الله عليه و آله و قرابت را فلسى منظور ندارند ، اين معنا با محبّت محمّدى بعيد است از ايمان . و باز در در حديث مكالمهء حضرت امام رضا عليه السلام با مأمون الرشيد كه فرمودهاند : لو أراد الامّة لكانت بأجمعها في الجنّة ؛ لقوله تعالى ( فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ ) ثمّ جمعهم كلّهم في الجنّة « 1 » . تكريم ظالم ايشان در مغفرت معلوم مىشود به نحوى كه گذشت ، با آنكه مفهوم شرط نزد اكثر اصوليين حجّت است ، ليكن حقّ مقام و مقتضاى جمع بين الأحاديث آن است كه تا ذرّيهء حضرت رسول صلى الله عليه و آله در مقام انكار امامت ائمّهء اطهار عليهم السلام نباشند ، تكريم ايشان لازم باشد ، و اگر در مقام انكار اين معنا بوده باشند ، و فسق ايشان به اين حد رسيده باشد ، تبرّى از ايشان لازم باشد ، چنان چه در طى تفسير احاديث خصوصاً حديث سليمان بن جعفر كه من بعد مذكور
--> ( 1 ) عيون أخبار الرضا عليه السلام 1 : 229 .